از مجرده میپرسن: شما مشکلی دارین که همسر ندارین؟
یارو میگه: همسر ندارم که مشکل ندارم، دیگه!!!!!
+ نوشته شده در شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 22:48  توسط
|
ترکه رو میخواستن اعدام کنن، میگن: آخرین حرفت رو بزن.
میگه: بر پدر و مادر اون کسی لعنت که بزنه زیر چهار پایه!!
+ نوشته شده در شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 22:46  توسط
|
رشتیه به زنش میگه: خانوم جان، شب عروسیمون یادته؟
زنش با ناز میگه: آره، چقدر جات خالی بود!
+ نوشته شده در شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 22:43  توسط
|
مرد: عزیزم اصلاً دیگه نگران نباش، اگه بلایی سر من بیاد، آتیه تو تامینه، چون من خودمو بیمه عمر کردم.
زن: اتفاقاً نگرانی منم همینه که نکنه بلایی سرت نیاد!!!
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 17:2  توسط
|
به پيرزنه ميگن: شوهرت بديم يا بفرستيمت مکه؟
ميگه: ننه مکه که فرار نمی کنه!
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 16:58  توسط
|
پسر: بابا، فرق اسراف با صرفه جویی چیه؟
بابا: فرقش اینه که، مثلاً من هر وقت واسه خودم یک چیزی میخرم بقول مادرت، اسرافه. ولی هر وقت برای اون یک چیزی میخرم، میگه این عین صرفه جوییه!
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 16:57  توسط
|
تركه بعد از عمليات، داشته شهدا رو جمع و توی پلاستيک میکرده، بين شهدا يه زخمی بوده که به زحمت ميگه: من زخمی هستم، شهيد نشدم.
تركه ميگه: بيا برو توی پلاستيک، شهيد شدی بدبخت، الآن داغی نميفهمی
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 16:57  توسط
|
احمدی نژاد از كنار جن رد ميشه، ... جن ميگه بسم الله اين ديگه كی بود؟
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 16:53  توسط
|
رشتیه از دخترش میپرسه: ببینم شبا میری صبح میای، کجا میری؟
دختر: میرم خونه دوست پسرم، مسئله ایه!؟
رشتیه: نه، فقط میخواستم بگم به درس ات لطمه نزنه!!
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 16:50  توسط
|
رشتيه به زنش ميگه: خانوم جان، چرا اينقدر دير اومدی خونه؟
زنش میگه: آقا جان، يه مرتيكه افتاده بود دنبالم، بیشرف يواش راه ميومد!!
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 16:45  توسط
|
لره توي جبهه بيسيم چي بوده زنگ ميزنه ميگه : آقا 5 تا عراقي دستگير كردم بيايد ببريد ميگن خودت بيار .... ميگه نه شما بياين اينا نميذارن من بيام
+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم فروردین 1387ساعت 16:6  توسط
|
به ترکه می گن فهمیدی اسراعیل لبنان زده میگه مگه ایتالیا اول نشد؟؟؟؟
+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم فروردین 1387ساعت 16:3  توسط
|
قزوینیه کنار زمین فوتبال خوابیده بوده، بهش میگن:
پاشو برو تو زمین، بازیشروع شده. میگه: من برانکاردم
+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم فروردین 1387ساعت 16:1  توسط
|
یه روز ترکه میره عروسی تو عروسی برف شادی میزنن
ترکه سرما میخوره
+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم فروردین 1387ساعت 16:0  توسط
|
سازمان سنجش اعلام می کند که هیچ قزوینی حق ندارد پشت کنکور بماند
+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم فروردین 1387ساعت 16:0  توسط
|
به لره می گن: اگه رییس جمهور بشی اولین کاری که می کنی چیه؟
میگه اول از همه دست خودم رو تو شرکت نفت بند می کنم
+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم فروردین 1387ساعت 15:58  توسط
|
یه ترکه داشت با یه خره شطرنج بازی میکرد
یکی دیگه رد میشه میگه عجب خر باهوشی
ترکه میگه زیاد هم باهوش نیست یک یک مساوی هستیم
+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم فروردین 1387ساعت 15:57  توسط
|
یه اصفهانیه به باباش میگه : بابا چرا ما مثل بقیه با
کشتی سفر نمیکنیم ؟ بابا میگه : خفه شو شناتو بکن
+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم فروردین 1387ساعت 15:57  توسط
|
به خوش غیرت میگن توی خونه شما مرد سالاریه یا زن سالاری؟
میگه: هیچکدوم مردمسالاریه
+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم فروردین 1387ساعت 15:56  توسط
|
قزوینیه بعد از نمازجماعت به بقیه میگه: بغل دستی: قبول باشه،
جلویی: حال دادی،
پشت سری: حالتو میگیرم
+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم فروردین 1387ساعت 15:52  توسط
|